تبلیغات
ورودی های تغذیه ی 89 - خاطرات x ( هندوانه )
قالب وبلاگ قالب وبلاگ

ورودی های تغذیه ی 89
 
بگذارید اولین پزشک شما غذایتان باشد...

با سلام به وبلاگ دانشجویان تغذیه زاهدان ورودی 89 خوش آمدید
 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 8 شهریور 1390 توسط x

  سلام

برای خوندن این خاطره شیرین و جالب به ادامه مطلب مراجعه کنید .

   یه مدت پیش داشتم با عموم می رفتیم بیرون شهر ، من پشت وانت عموم بودم که یک دفعه دیدم یه ده چرخ پر از هندوانه آمد توی لاین کناری ما و همون موقع بود که داییم به من گفت : (( پسر بپر پشت خاور بغلی و دو سه تا طالبی بردار بیار . من هم به حرف داییم گوش کردم و پریدم پشت نیسان بغلی و سه چهارتا خربزه برداشتم و پریدم پشت نیسان شوهر خاله ام ، بعدش هم اون وانت گوجه ای  از کنار ما رد شد . خلاصه سرتون را درد نیارم وقتی رسیدیم به مقصد شوهر عمه ام خاورش رو پارک کرد و ما هم رفتیم و سیب هایی را که من از عقب اون مزدای 1000 برداشته بودم و آورده بودم توی 10 چرخ پسر داییم را بخوریم ولی چشمتون روز بد نبینه بعد از خوردن اون انارها یک دل ضعفه ای گرفتم که بیا و ببین .



طبقه بندی: طنز، 
برچسب ها: هندوانه، خربزه، طالبی،  
.: Weblog Themes By Pichak :.


  • آمار سایت

  • تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
    قالب وبلاگقالب وبلاگ