تبلیغات
ورودی های تغذیه ی 89 - بیماران روانی در تیمارستان
قالب وبلاگ قالب وبلاگ

ورودی های تغذیه ی 89
 
بگذارید اولین پزشک شما غذایتان باشد...

با سلام به وبلاگ دانشجویان تغذیه زاهدان ورودی 89 خوش آمدید
 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 20 اردیبهشت 1390 توسط علی زارع

فرهاد و هوشنگ هر دو بیمار یک آسایشگاه روانى بودند. یکروز همینطور که در کنار استخر قدم مى زدند فرهاد ناگهان خود را به قسمت عمیق استخر انداخت و به زیر آب فرو رفت.

هوشنگ فوراً به داخل استخر پرید و خود را در کف استخر به فرهاد رساند و او را از آب بیرون کشید.

وقتى دکتر آسایشگاه از این اقدام قهرمانانه هوشنگ آگاه شد، تصمیم گرفت که او را از آسایشگاه مرخص کند.

هوشنگ را صدا زد و به او گفت: من یک خبر خوب و یک خبر بد برایت دارم. خبر خوب این است که مى توانى از آسایشگاه بیرون بروى، زیرا با پریدن در استخر و نجات دادن جان یک بیمار دیگر، قابلیت عقلانى خود را براى واکنش نشان دادن به بحرانها نشان دادى و من به این نتیجه رسیدم که این عمل تو نشانه وجود اراده و تصمیم در توست.

و اما خبر بد

این که بیمارى که تو از غرق شدن نجاتش دادى بلافاصله بعد از این که از استخر بیرون آمد خود را با کمر بند حولة حمامش دار زده است و متاسفانه وقتى که ما خبر شدیم او مرده بود.

هوشنگ که به دقت به صحبتهاى دکتر گوش مى کرد گفت: او خودش را دار نزد. من آویزونش کردم تا خشک بشه...

.....................

 حالا من کى مى تونم برم خونه‌مون ؟





طبقه بندی: طنز، 
.: Weblog Themes By Pichak :.


  • آمار سایت

  • تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
    قالب وبلاگقالب وبلاگ