تبلیغات
ورودی های تغذیه ی 89 - خواستم تورا بنگارم
قالب وبلاگ قالب وبلاگ

ورودی های تغذیه ی 89
 
بگذارید اولین پزشک شما غذایتان باشد...

با سلام به وبلاگ دانشجویان تغذیه زاهدان ورودی 89 خوش آمدید
 
نوشته شده در تاریخ شنبه 9 بهمن 1389 توسط پگاه آموزگار

 

خواستم تو را بنگارم ، میان واژه واژه از دلتنگی و بوسه ی نمکینی که قامت بودنت را به رخم میکشید . اما سیلی هجای نیستن ،بر سرخی گونه ی تبدارم خندید .

صحبت رفتن است و ندایی که در امتداد خلوت دلم فاصله را ترسیم میکند ، و سبوی عمری که در حادثه ی خیالی زنگار خورده ، از ناله ی دیده ام پر میشود. قدم قدم تا تو . این حجم دگرگون ماهیتی پست است که از سبکسری لجاجتی بی شرم برخاسته است .

زمان هزاره ی تلخ است . ردپایم نیست . نکند نشسته باشم ،در بیابانی رها شده ازمهر .    گام های شدن محو شدند ،در سردرگمی رویاهایی خام .این منم ، بیگانه ای با خود و سکوتی که به آهنگ ابدیت حجم میدهد ، برای باور آنانی که  یکتایی رابه تثلیث کشانده اند و بر ریش سپید جوانی ام می خندند .در عجبم ! از تلاطم ثانیه ها ، که آینده را به شوق رسیدن ،زنده به گور می کنند ، و دست های خالی منتظری که نمیداند چیست ؟ نمیداند کیست ؟

زمان هزاره ی تلخ است . آدمیان سجده بر نفس میزنند و حقیقت ، بر منشور ضلالتشان بعد گرفته است و میان مضرب یگانگی وامانده اند . حکایت غریبی نیست . دست ملموس زمان ، بیرحمانه پرده دری میکند . .کاش میشد بر تفکراتشان ، تیغ حجامت کشید ، آنانی را که شکم بارگی شان ، بر پوستین استخوان های متحرک ، تیغ صیام میکشد .

 اینجا بوی مرگ میدهد .شاید زمان رفتن نزدیک است .باید برخاست ، اما ،انگار شیب روزگار نیز این روزها قیام کرده است .دیگر نایی ندارم .احساس مرگ میکنم

                            





.: Weblog Themes By Pichak :.


  • آمار سایت

  • تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
    قالب وبلاگقالب وبلاگ