تبلیغات
ورودی های تغذیه ی 89 - در رسای خورشید
قالب وبلاگ قالب وبلاگ

ورودی های تغذیه ی 89
 
بگذارید اولین پزشک شما غذایتان باشد...

با سلام به وبلاگ دانشجویان تغذیه زاهدان ورودی 89 خوش آمدید
 
نوشته شده در تاریخ جمعه 26 آذر 1389 توسط علیرضا کشاورز
   
                                                      در رسای خورشید

کنت نوراً فی الاصلاب الشامخه و نوراً فی ظلمات الارض و نوراً فی الهواء و نوراً فی السماوات العلی. کنت فیها نوراً ساطعاً لا یطفی... چگونه باید شروع کرد و قلم را باید چگونه راند دررسای خورشید؟ خورشیدی که بذر از او  

روی گردانیده است. نه فقط روی برگردانده که قدم برای نابودی او برداشته است. غافل از آن که خورشید خاموش شدنی نیست. (یریدون لیطفئوا نور الله بافواههم و الله متم نوره و لو کره الکافرون) اما چرا خورشید به استقبال شب می رود؟ آری او همدمی چون ماه دارد که بازگوکنننده حوادث روز است و زبان خورشید در ظلمات شب. (او همان مروارید مکنون در صدفی است که در دریای محبت حق سرود فنا سر می دهد) لکن بشر را چه می شود؟ تا به کجا راه فنا پیش گرفته است؟ حال آن که سنگ در غم خورشید کربلا خون می گرید، اما بشر خورشید را زیر پای می نهد و سودای سر او می پروراند. (والعصر إن الانسان لفی خسر)

چگونه است سری که تا دیروز در مقابل عظمت معشوق به زیر افکنده بود ، امروز بر بالای نی افراشته است؟ چگونه است پایی که تا عرش قدم بر می داشت، امروز نای ایستادن ندارد؟ چگونه است زبانی که جز به حق سیر نکرده بود، امروز همنشین کام سوزان است؟ آن قامت رعنا را چه شده است که تا دیروز جز به عبادت خم نگشته بود، ولی امروز با خاک رفاقت پیشه کرده است؟ آن چشمان پر محبت را چگونه خاک وخون در بند کشیده است؟ آن صورت گرم از بوسه طه به کدامین گناه امروز سنگ را پذیرا گشته است؟ در ورای کدامین خطا آن محاسن گندمگون را خون امروز خضاب کرده است، و آن فرق حیدرگون را امروز شمشیر دریده است؟ و از چه آن دستان یتیم نواز از برای انگشتری ناچیز این گونه انگشت به قتلگاه سپرده است؟

اف بر تو ای آب که از جرعه ای دریغ داشتی... اف بر تو ای سنگ که بر گونه اش نشستی... افسوس بر تو ای ابر که نباریدی... نفرین بر تو ای خاک که وفا نکردی... و بر تو ای شمشیر که حیا پیشه نکردی... اما نه. شما را چگونه توان سرزنش کرد حال آن که جماد را بر عمل اختیار نیست. آری بشر!!! اف برتو ای غریق در جهل که به خورشید بذر وجودت نیز رحم نکردی (وکان الانسان ظلوماً جهولاً) (و سیعلم الذین ظلموا أی منقلبٍ ینقلبون)... (حتی یحکم الله و هو خیرالحاکمین) 





.: Weblog Themes By Pichak :.


  • آمار سایت

  • تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
    قالب وبلاگقالب وبلاگ